ریسک به ریوارد چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟

نسبت ریسک به ریوارد یک معیار مهم در مدیریت ریسک و تصمیم‌گیری‌های مالی در بازار فارکس است که نشان‌دهنده نسبت به سود به زیان احتمالی در یک معامله می‌باشد.
ریسک به ریوارد چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟

ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio) نسبت سود احتمالی یک معامله به ضرر احتمالی همان معامله است. این نسبت پیش از باز کردن پوزیشن محاسبه می‌شود و به شما می‌گوید در ازای پذیرش یک واحد ریسک، چند واحد سود در انتظارتان است.

برای اینکه اهمیت این عدد ملموس شود، یک سوال ساده بپرسیم: اگر احتمال برد و باخت در یک معامله ۵۰ درصد باشد، برای به‌دست‌آوردن ۱۰۰ دلار حاضرید چند دلار ریسک کنید؟ طبیعتاً عددی کمتر از ۱۰۰ دلار انتخاب می‌کنید، و همین انتخاب غریزی، دقیقاً همان چیزی است که در معامله‌گری حرفه‌ای به شکل یک نسبت عددی مدیریت می‌شود.

در این مقاله فرمول محاسبه ریسک به ریوارد، رابطه‌اش با نرخ برد، محدودیت‌هایی که معمولاً نادیده گرفته می‌شود و روش اندازه‌گیری آن روی پلتفرم ترندو را بررسی می‌کنیم.

برای تمرین عملی محاسبه ریسک به ریوارد، می‌توانید ابزارهای معاملاتی ترندو را بررسی کنید؛ در ادامه مقاله نشان می‌دهیم این نسبت را مستقیماً روی نمودار چطور اندازه بگیرید.

مفهوم ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio) چیست؟

ریسک به ریوارد یعنی مقایسه فاصله حد سود با فاصله حد ضرر، نسبت به نقطه ورود. اگر در معامله‌ای ۵۰ دلار ریسک کنید و حد سود شما ۱۵۰ دلار باشد، نسبت برابر ۱:۳ است؛ یعنی به ازای هر ۱ واحد ریسک، ۳ واحد سود احتمالی.

در نوشتار این نسبت، عدد سمت چپ همیشه ریسک است و عدد سمت راست ریوارد. رعایت این ترتیب مهم است، چون بعضی منابع جای دو عدد را عوض می‌کنند و همین باعث می‌شود خواننده نسبت ۱:۳ را با ۳:۱ اشتباه بگیرد. در تمام این مقاله، ترتیب ریسک به ریوارد رعایت شده است.

ریسک به ریوارد چیست

فرمول محاسبه ریسک به ریوارد چیست؟

فرمول یک تقسیم ساده است و برای اجرای آن فقط به سه عدد نیاز دارید: نقطه ورود، حد سود و حد ضرر.

نسبت ریسک به ریوارد = (فاصله حد سود تا نقطه ورود) ÷ (فاصله نقطه ورود تا حد ضرر)

حالا همان مثال طلا را در فرمول جایگذاری می‌کنیم:

  • ریوارد: ۲۷۰۰.۶۳ − ۲۶۸۸.۱۷ = ۱۲.۴۶ دلار
  • ریسک: ۲۶۸۸.۱۷ − ۲۶۸۴.۰۲ = ۴.۱۵ دلار
  • نسبت: ۱۲.۴۶ ÷ ۴.۱۵ ≈ ۳

پس نسبت ریسک به ریوارد این معامله ۱:۳ است. همان‌طور که می‌بینید عدد به‌دست‌آمده مستقل از حجم معامله است، چون فرمول با فاصله قیمتی کار می‌کند نه با مبلغ دلاری.

برای رسیدن به مبلغ واقعی سود و زیان باید حجم معامله را هم وارد محاسبه کنید.

ماشین حساب معاملاتی ترندو ارزش هر پیپ را بر اساس نماد و حجم انتخابی شما حساب می‌کند تا لازم نباشد این کار را دستی انجام دهید.

ترید را با ترندو شروع کنید

رابطه ریسک به ریوارد با وین ریت چیست؟

نسبت ریسک به ریوارد به‌تنهایی هیچ چیزی درباره سودده بودن یک استراتژی نمی‌گوید و فقط وقتی معنا پیدا می‌کند که کنار نرخ برد (وین ریت) خوانده شود. یک استراتژی با نسبت ۱:۵ و وین ریت ۱۰ درصد، پس از در نظر گرفتن هزینه‌های معامله و کیفیت اجرا، ممکن است عملکرد مطلوبی نداشته باشد.

حداقل وین ریت برای سربه‌سر شدن

حداقل نرخ بردی که یک استراتژی برای سربه‌سر شدن لازم دارد، از این رابطه به دست می‌آید: ۱ تقسیم بر (۱ + عدد ریوارد).

نسبت ریسک به ریواردحداقل وین ریت برای سربه‌سر شدن
۱:۱۵۰٪
۱:۲۳۳٪
۱:۳۲۵٪
۱:۵۱۷٪
۱:۱۰۹٪

یک مثال عددی از ۱۰۰ معامله

این جدول نشان می‌دهد چرا لازم نیست همه معاملات با سود بسته شوند. فرض کنید با نسبت ۱:۲ تعداد ۱۰۰ معامله انجام داده‌اید و تنها ۴۰ معامله سودده بوده است. اگر در هر معامله ۰.۵ درصد از موجودی را ریسک کرده باشید، نتیجه این می‌شود:

  • ۴۰ معامله برنده × ۱٪ = ۴۰+ درصد
  • ۶۰ معامله بازنده × ۰.۵٪ = ۳۰− درصد
  • برایند نهایی: ۱۰+ درصد

نکته مهم اینجاست که این محاسبه با فرض اجرای دقیق استراتژی درست است. در عمل، بستن زودهنگام معاملات برنده یا جابه‌جا کردن حد ضرر همین برایند مثبت را به عدد منفی تبدیل می‌کند.

«نسبت ریسک به ریوارد بدون نرخ برد فقط یک عدد است. آنچه سرنوشت حساب را تعیین می‌کند، ترکیب این دو با هم است.»

چرا ریسک به ریوارد ۱:۱۰ در عمل جواب نمی‌دهد؟

سوال رایجی که پیش می‌آید این است: چرا نسبت را بالا نمی‌بریم تا با وین ریت پایین هم حساب مثبت بماند؟ طبق جدول بالا، با نسبت ۱:۱۰ تنها ۹ درصد معاملات برنده برای سربه‌سر شدن کافی است. روی کاغذ منطقی به نظر می‌رسد، اما در اجرا داستان فرق می‌کند.

هرچه نسبت را بالاتر ببرید، وین ریت استراتژی پایین‌تر می‌آید. فرض کنید نسبت ۱:۱۰ و حد ضرر ۵۰ پیپ باشد. برای فعال شدن حد سود، قیمت باید ۵۰۰ پیپ در جهت شما حرکت کند، در حالی که برای خوردن حد ضرر تنها ۵۰ پیپ حرکت لازم است. احتمال اینکه قیمت در مسیر خود ابتدا به حد ضرر برخورد کند به‌مراتب بیشتر است.

به همین دلیل نمی‌توانید هر عددی را دلخواه انتخاب کنید. نسبت مناسب چیزی است که باید از دل داده‌های خودتان بیرون بیاید: تعداد قابل‌توجهی معامله روی حساب دمو بگیرید، نتایج را ثبت کنید و ببینید کدام ترکیب نسبت و وین ریت در استراتژی شما پایدارتر است.

معایب و محدودیت‌های نسبت ریسک به ریوارد چیست؟

این نسبت ابزار مفیدی است، اما چند محدودیت جدی دارد که معمولاً در منابع آموزشی گفته نمی‌شود:

  • به‌تنهایی معنا ندارد. بدون وین ریت، عدد ۱:۵ هیچ اطلاعاتی درباره سودده بودن استراتژی نمی‌دهد.
  • وسوسه جابه‌جا کردن حد ضرر. بعضی معامله‌گران برای «درست کردن» نسبت، حد ضرر را نزدیک‌تر می‌آورند و نتیجه این است که حد ضرر در نوسان عادی بازار فعال می‌شود.
  • اسپرد و کمیسیون در فرمول نیست. هزینه معامله از سود کم و به زیان اضافه می‌شود. در معاملات کوتاه‌مدت که فاصله حد سود کم است، این هزینه سهم قابل‌توجهی از نسبت واقعی را می‌بلعد.
  • اسلیپیج و گپ قیمتی. هنگام انتشار داده‌های اقتصادی یا بازگشایی بازار ممکن است حد ضرر در قیمتی بدتر از آنچه تعیین کرده‌اید پر شود، یعنی ریسک واقعی از ریسک محاسبه‌شده بیشتر می‌شود.
  • فاصله بک‌تست تا اجرا. نسبتی که در بک‌تست عالی به نظر می‌رسد، در اجرای واقعی و زیر فشار روانی معمولاً نتیجه متفاوتی می‌دهد.

!حد ضرر را باید ساختار بازار تعیین کند، نه عددی که نسبت ریسک به ریوارد را زیبا نشان می‌دهد

ریسک به ریوارد

بهترین ریسک به ریوارد برای اسکالپینگ و ترید روزانه چقدر است؟

عدد ثابتی که برای همه مناسب باشد وجود ندارد، چون نسبت مناسب با افق زمانی و نرخ برد استراتژی تغییر می‌کند. اما محدوده‌های رایج در بازار به این شکل است:

  • اسکالپینگ: نسبت‌های پایین‌تر در محدوده ۱:۱ تا ۱:۱.۵ همراه با وین ریت بالا. در این سبک وزن اسپرد در محاسبه سنگین است و باید حتماً لحاظ شود.
  • ترید روزانه: محدوده ۱:۱.۵ تا ۱:۳ رایج‌تر است و فضای بیشتری برای جذب نوسان روز می‌دهد.
  • سوئینگ تریدینگ: معاملات بلندمدت‌تر معمولاً با نسبت ۱:۳ به بالا بسته می‌شوند، چون تعداد معاملات کمتر و وین ریت پایین‌تر است.

قاعده عمومی رایج این است که نسبت کمتر از ۱:۲ برای معاملات میان‌مدت منطقی نیست، اما این یک توصیه کلی است نه قانون. ملاک نهایی، داده‌های خود شما از عملکرد استراتژی‌تان است. برای مطالعه بیشتر درباره این مفهوم می‌توانید تعریف استاندارد آن را در Investopedia و Babypips هم ببینید.

جمع‌بندی و هشدار ریسک

نسبت ریسک به ریوارد یکی از اجزای مدیریت سرمایه در فارکس است و بدون آن، سنجش منطقی بودن یک معامله دشوار می‌شود. اما این نسبت را همیشه باید کنار وین ریت، حجم معامله و هزینه‌های معاملاتی خواند؛ عدد بالا به‌تنهایی نه تضمینی ایجاد می‌کند و نه استراتژی ضعیف را نجات می‌دهد.

پیش از اعمال هر تغییری در نسبت ریسک به ریوارد، آن را روی حساب دمو بسنجید و نتایج را در ژورنال معاملاتی خود ثبت کنید.

هشدار ریسک: معامله در بازار فارکس و قراردادهای مابه‌التفاوت (CFD) ابزارهای مالی پیچیده‌ای هستند و به دلیل استفاده از اهرم، ریسک بالایی برای از دست رفتن سریع سرمایه دارند. درصد قابل‌توجهی از حساب‌های سرمایه‌گذاران خرد در معاملات CFD متحمل زیان می‌شوند. مطالب این مقاله جنبه آموزشی دارد و توصیه سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود.

فرمول محاسبه ریسک به ریوارد چیست؟

فاصله حد سود تا نقطه ورود تقسیم بر فاصله نقطه ورود تا حد ضرر. در مثال این مقاله، ۱۲.۴۶ تقسیم بر ۴.۱۵ تقریباً برابر ۳ می‌شود و نسبت ۱:۳ به دست می‌آید.

رابطه ریسک به ریوارد با وین ریت چیست؟

هرچه نسبت بالاتر باشد، حداقل نرخ برد لازم برای سربه‌سر شدن پایین‌تر می‌آید؛ برای ۱:۲ حدود ۳۳ درصد و برای ۱:۳ حدود ۲۵ درصد. در عمل اما بالا بردن نسبت، خودِ وین ریت را کاهش می‌دهد.

ریسک به ریوارد را در پلتفرم ترندو چگونه محاسبه کنیم؟

از منوی Drawing گزینه Long Position یا Short Position را انتخاب کنید، ابزار را روی نمودار قرار دهید و سه سطح ورود، حد سود و حد ضرر را تنظیم کنید. نسبت به‌صورت خودکار نمایش داده می‌شود.

ریسک به ریوارد ۱:۱۰ چه مشکلی دارد؟

برای فعال شدن حد سود، قیمت باید ده برابر فاصله حد ضرر حرکت کند. احتمال برخورد قیمت به حد ضرر به‌مراتب بیشتر است و نرخ برد استراتژی چنان افت می‌کند که رسیدن به همان ۹ درصد وین ریت لازم هم دشوار می‌شود.

معایب و محدودیت‌های نسبت ریسک به ریوارد چیست؟

بدون وین ریت معنا ندارد، اسپرد و کمیسیون را در بر نمی‌گیرد، در شرایط گپ و اسلیپیج ریسک واقعی بیشتر از محاسبه در می‌آید، و ممکن است معامله‌گر را به تنگ کردن غیرمنطقی حد ضرر وسوسه کند.

بهترین ریسک به ریوارد برای اسکالپینگ و ترید روزانه چقدر است؟

در اسکالپینگ معمولاً ۱:۱ تا ۱:۱.۵ همراه با وین ریت بالا و در ترید روزانه محدوده ۱:۱.۵ تا ۱:۳ رایج است. عدد نهایی به داده‌های عملکرد استراتژی خودتان بستگی دارد.

مقالات بیشتر

نویسنده:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط
جستجو

دنبال چه چیزی هستید؟