کندل مرد به دار آویخته یک کندل تکی با بدنهی کوچک و سایهی پایین بلند است که بعد از یک حرکت صعودی، نزدیک سقف قیمت ظاهر میشود. این کندل آینده را پیشبینی نمیکند؛ فقط نشان میدهد خریداران در آن جلسه با فشار فروش جدی روبهرو شدهاند و ممکن است روند صعودی نفسش بگیرد. خیلی از معاملهگرها همین هشدار را جدی میگیرند، اما تا کندل بعدی آن را تأیید نکند، کاری جز آماده شدن نمیکنند.
اگر هنوز با خواندن بدنه و سایهی کندلها راحت نیستید، پیشنهاد میکنیم اول سری به مقالهی آموزش کندل شناسی بزنید. بعد از آن، بهترین کار این است که هر مثال این مقاله را روی حساب دمو و نمودار واقعی پیدا کنید تا شکل الگو در ذهنتان بنشیند.
کندل مرد به دار آویخته در یک نگاه
- تعریف: یک کندل تکی با بدنهی کوچک در بالا و سایهی پایین بلند که در سقف روند صعودی ظاهر میشود.
- شرط اصلی: سایهی پایین حداقل ۲ برابر بدنه باشد و سایهی بالا بسیار کوتاه یا صفر.
- معنا: هشدار احتمالی ضعف خریداران، نه بازگشت قطعی روند.
- تأیید: بسته شدن کندل بعدی پایینتر از بدنهی هنگینگ من.
- حد ضرر: کمی بالاتر از سقف کندل.
کندل مرد به دار آویخته چیست؟
کندل مرد به دار آویخته یا هنگینگ من (Hanging Man) یک الگوی تککندلی بازگشتی نزولی است که در سقف روند صعودی ظاهر میشود. این کندل بدنهی کوچکی در بالا، سایهی پایین حداقل دو برابر بدنه و سایهی بالای بسیار کوتاه دارد. هنگینگ من هشدار احتمالی ضعف خریداران است و معمولاً با کندل نزولی بعدی تأیید میشود.
چرا به این کندل «مرد به دار آویخته» میگویند؟
اسم این کندل از شکلش میآید. بدنهی کوچک بالای کندل مثل سر است و سایهی بلند پایین مثل پاهایی که آویزان ماندهاند. در منابع فارسی این الگو را با نامهای «کندل مرد دارآویز» و «کندل مرد آویزان» هم میبینید، اما در این مقاله فقط از دو نام «مرد به دار آویخته» و «هنگینگ من» استفاده میکنیم تا چیزی قاطی نشود.
روانشناسی کندل مرد به دار آویخته
داستان این کندل در سایهی پایین آن است. جلسه که باز میشود، فروشندهها قیمت را بهشدت پایین میبرند؛ بعد خریداران وارد میشوند و قیمت را تا نزدیکی قیمت باز شدن برمیگردانند. ظاهر ماجرا شبیه پیروزی خریداران است، ولی یک نکته پنهان مانده است.
در یک روند صعودی سالم، فروشندهها نباید بتوانند قیمت را در یک جلسه اینقدر پایین بکشند. این افت عمیق یعنی عرضه در سقف قیمت بیدار شده است؛ اگر کندل بعدی هم پایینتر بسته شود، خریداران تازهوارد معمولاً اولین کسانی هستند که خارج میشوند.
کندل مرد به دار آویخته در کجای نمودار معتبر است؟
این کندل فقط وقتی معنا دارد که بعد از یک حرکت صعودی و در سقف آن ظاهر شود. همین شکل اگر در کف یک روند نزولی دیده شود، دیگر هنگینگ من نیست؛ اسمش کندل چکش است و پیام صعودی دارد. یعنی شکل یکی است و جای کندل روی نمودار تعیین میکند با کدام الگو طرف هستید.
روند صعودی قبل از کندل مرد به دار آویخته لازم نیست بلندمدت باشد. گاهی این کندل در انتهای یک اصلاح صعودی کوتاه در دل روند نزولی بزرگتر شکل میگیرد؛ نگاه به تایمفریم بالاتر نشان میدهد با پایان یک اصلاح طرف هستید یا تغییر روند.
ساختار و اجزای کندل مرد به دار آویخته
برای شناختن کندل مرد به دار آویخته باید سه جزء آن را کنار هم ببینید: بدنه، سایهی پایین و سایهی بالا. هر کدام بهتنهایی چیزی نمیگوید، اما نسبت آنها به هم تعیین میکند با یک الگوی معتبر طرف هستید یا نه.
بدنه کوچک در بالای کندل
بدنه، فاصلهی قیمت باز شدن تا قیمت بسته شدن است و در هنگینگ من باید کوچک باشد و در بخش بالایی دامنهی کندل قرار بگیرد. بدنهی کوچک یعنی در پایان جلسه نه خریداران برندهی واضح بودهاند و نه فروشندگان. اگر بدنه بزرگ باشد، نسبت سایه به بدنه به هم میخورد و کندل دیگر هنگینگ من حساب نمیشود.
سایه پایین بلند
سایهی پایین مهمترین بخش این کندل است، چون نشان میدهد قیمت در طول جلسه تا کجا پایین رفته است. هرچه این سایه بلندتر باشد، فشار فروشی که در آن جلسه دیده شده جدیتر بوده است. فرقی ندارد خریداران در ادامه چقدر قیمت را بالا برگردانده باشند؛ این افت عمیق همان چیزی است که هشدار را میسازد.
سایه بالا کوتاه یا صفر
در یک هنگینگ من استاندارد، سایهی بالا یا وجود ندارد یا خیلی کوتاه است. اگر سایهی بالا هم بلند باشد و بدنه وسط کندل بیفتد، شکل بیشتر شبیه اسپینینگ تاپ است که فقط تردید بازار را نشان میدهد.
رنگ کندل: قرمز یا سبز؟
کندل مرد به دار آویخته میتواند قرمز یا سبز باشد. کندل قرمز یعنی قیمت پایینتر از قیمت باز شدن بسته شده و خریداران نتوانستهاند همهی افت را جبران کنند؛ برای همین خیلی از معاملهگرها آن را هشدار کمی جدیتری میدانند. نسخهی سبز هم هشدار است، چون سایهی بلند پایین سر جایش است. در عمل، رنگ نسبت به محل کندل و کندل تأیید نقش کوچکتری دارد.
نسبت سایه به بدنه
قانون اصلی شناسایی الگوی هنگینگ من یک نسبت ساده است. قبل از هر تصمیمی، این نسبت را روی نمودار چک کنید:
طول سایه پایین ≥ ۲ × طول بدنه
اگر سایهی پایین کوتاهتر از این باشد، کندل را هنگینگ من حساب نکنید. بعضی معاملهگرها برای فیلتر سختگیرانهتر از نسبت ۳ به ۱ استفاده میکنند؛ این کار سیگنال کمتری میدهد، اما الگوها تمیزتر میشوند.
شرایط شناسایی کندل مرد به دار آویخته
وقتی کندلی شبیه هنگینگ من روی نمودار دیدید، این چهار شرط را پشت سر هم چک کنید. اگر حتی یکی از آنها برقرار نباشد، بهتر است سراغ معامله نروید.
- روند صعودی قبلی: قیمت پیش از این کندل یک حرکت صعودی مشخص داشته باشد.
- بدنه کوچک در بالا: بدنه در بخش بالایی دامنهی کندل قرار بگیرد.
- سایه پایین بلند: طول سایهی پایین دستکم دو برابر بدنه باشد.
- سایه بالای کوتاه: سایهی بالا بسیار کوتاه باشد یا اصلاً وجود نداشته باشد.
بیشتر اشتباههای شناسایی از نادیده گرفتن همین چکلیست میآید: اسم گذاشتن هنگینگ من روی کندلی که در روند نزولی شکل گرفته و در واقع چکش است، یا قبول کردن کندلی که سایهی پایینش فقط کمی از بدنه بلندتر است. کندلی هم که وسط حرکت صعودی و دور از سقف ظاهر شود، ارزش معاملاتی چندانی ندارد.
تفاوت هنگینگ من با کندلهای مشابه
چند الگو ظاهری شبیه کندل مرد به دار آویخته دارند و اشتباه گرفتنشان میتواند جهت معامله را برعکس کند. اینجا فقط تفاوتهای اصلی را میگوییم.
تفاوت هنگینگ من با کندل چکش
الگوی هنگینگ من و چکش از نظر شکل تقریباً یکی هستند. تفاوت فقط در جای آنها روی نمودار و جهت پیامشان است:
| ویژگی | هنگینگ من | چکش |
|---|---|---|
| موقعیت در نمودار | سقف روند صعودی | کف روند نزولی |
| نوع سیگنال | بازگشت نزولی | بازگشت صعودی |
| سایه پایین | بلند (حداقل ۲ برابر بدنه) | بلند (حداقل ۲ برابر بدنه) |
| سایه بالا | کوتاه یا صفر | کوتاه یا صفر |
| بدنه | کوچک در بالا | کوچک در بالا |
تفاوت هنگینگ من با چکش معکوس و شوتینگ استار
در کندل چکش معکوس و کندل شوتینگ استار سایهی بلند در بالای کندل است، نه پایین آن. شوتینگ استار مثل هنگینگ من در سقف روند ظاهر میشود و پیام نزولی دارد، اما چکش معکوس در کف روند شکل میگیرد:
| ویژگی | هنگینگ من | چکش معکوس | شوتینگ استار |
|---|---|---|---|
| موقعیت | سقف روند صعودی | کف روند نزولی | سقف روند صعودی |
| سایه بلند | پایین | بالا | بالا |
| سیگنال | نزولی | صعودی | نزولی |
| نیاز به تأیید | دارد | دارد | دارد |
تفاوت هنگینگ من با اسپینینگ تاپ و دوجی سنجاقک
اسپینینگ تاپ (Spinning Top) بدنهی کوچکی در وسط کندل و دو سایهی تقریباً هماندازه دارد و بیشتر نشانهی تردید است تا هشدار بازگشت. دوجی سنجاقک (Dragonfly Doji) شبیه هنگینگ من است، با این فرق که قیمت باز و بسته شدن تقریباً یکی است و بدنهای دیده نمیشود. اگر دوجی سنجاقک در سقف روند ظاهر شود، پیامی نزدیک به هنگینگ من دارد؛ برای شناخت بهتر این خانواده، مقالهی انواع کندل دوجی را ببینید.
تأیید سیگنال کندل مرد به دار آویخته
کندل مرد به دار آویخته بهتنهایی فقط یک هشدار است. طبق آمار توماس بالکوفسکی، پژوهشگر الگوهای نموداری، این کندل در ۵۹ درصد موارد در عمل ادامهی روند صعودی را نشان داده است و از نظر عملکرد، رتبهی ۸۷ را در میان ۱۰۳ الگوی کندلی بررسیشده دارد. پس معامله بر اساس خود کندل، بدون تأیید، تقریباً مثل انداختن سکه است.
کندل تأیید نزولی
در این مقاله یک معیار واحد برای تأیید کندل هنگینگ من داریم: کندل بعد از هنگینگ من باید پایینتر از بدنهی هنگینگ من بسته شود. یعنی قیمت بسته شدن آن باید زیر پایینترین نقطهی بدنه باشد، چه بدنه قرمز باشد چه سبز. گپ نزولی بعد از هنگینگ من هم تأیید حساب میشود، هرچند در فارکس کم پیش میآید.
نمودار روزانهی USDJPY در ژانویهی ۲۰۲۵ مثال خوبی است. بعد از یک روند صعودی چندهفتهای، یک کندل هنگینگ من نزدیک محدودهی ۱۵۸ ین شکل گرفت و کندل روز بعد پایینتر از بدنهی آن بسته شد؛ یعنی شرط تأیید برقرار شد. قیمت در هفتههای بعد پایین آمد، ولی یادتان باشد عوامل بنیادی هم در این حرکت نقش داشتند و نتیجهی این مثال تضمینی برای تکرار آن در آینده نیست.

تأیید با سطوح مقاومت و خط روند
وقتی کندل مرد به دار آویخته درست روی یک سطح مقاومت قبلی یا روی خط بالایی یک کانال صعودی شکل میگیرد، هشدارش معنادارتر میشود. در این حالت معلوم است فروشندگان در این سطح فعال شدهاند و قیمت با یک ناحیهی عرضهی شناختهشده برخورد کرده است. کندلی که وسط راه و بدون هیچ سطح مهمی ظاهر شود، معمولاً ارزش کمتری دارد.
نقش حجم معاملات و محدودیت آن در فارکس
در بازارهای متمرکز مثل سهام، افزایش حجم در روز هنگینگ من و روز تأیید به هشدار وزن بیشتری میدهد. اما فارکس متمرکز نیست و حجمی که پلتفرم نشان میدهد معمولاً تیک والیوم (Tick Volume) است؛ یعنی تعداد تغییرات قیمت، نه پولی که واقعاً جابهجا شده. پس در فارکس حجم را فقط یک نشانهی کمکی بدانید.
استراتژی معامله با کندل مرد به دار آویخته
استراتژی معامله با هنگینگ من وقتی منطقی است که از قبل بدانید کجا وارد میشوید، کجا اشتباه بودن تحلیلتان ثابت میشود و هدفتان کجاست. قانون پایه هم ساده است: فقط در جهت نزولی و بعد از تأیید وارد شوید، و مطمئن باشید قیمت قبل از این کندل واقعاً در یک روند صعودی بوده است.
نقطه ورود به معامله فروش
معاملهگرها معمولاً از یکی از این دو روش استفاده میکنند. روش اول، ورود بعد از بسته شدن کندل تأیید است؛ دیرتر وارد میشوید و بخشی از حرکت را از دست میدهید، اما سیگنالهای کاذب کمتری میگیرید. روش دوم، گذاشتن سفارش فروش کمی پایینتر از کف هنگینگ من است تا با شکسته شدن کف فعال شود؛ این روش سریعتر است، ولی احتمال گیر افتادن در یک حرکت فریبنده را بیشتر میکند.
تعیین حد ضرر
حد ضرر معمولاً کمی بالاتر از سقف هنگینگ من گذاشته میشود، چون اگر قیمت از آن سقف عبور کند، دیگر دلیلی برای نزولی ماندن وجود ندارد. فاصلهی چند پیپ بالاتر از سقف، شما را از نوسانهای کوچک و اسپرد در امان نگه میدارد.
تعیین حد سود و نسبت ریسک به ریوارد
حد سود را هم باید قبل از ورود مشخص کنید. رایجترین روش، گذاشتن حد سود روی نزدیکترین سطح حمایت بعدی است؛ روش دیگر، استفاده از سطوح اصلاحی فیبوناچی مثل ۳۸.۲ یا ۶۱.۸ درصدِ آخرین موج صعودی است.
قبل از ورود، فاصلهی حد سود را با فاصلهی حد ضرر مقایسه کنید. اگر نسبت ریسک به ریوارد کمتر از ۱ به ۱.۵ یا ۱ به ۲ باشد، بسیاری از معاملهگرها ترجیح میدهند از آن معامله بگذرند، حتی اگر الگو بینقص به نظر برسد.
مثال عددی فرضی از یک معامله
این یک مثال آموزشی است و قیمتها فرضی هستند. فرض کنید EURUSD در تایمفریم ۴ ساعته در حال صعود است و یک کندل هنگینگ من با این مشخصات روی یک سطح مقاومت شکل میگیرد:
- قیمت باز شدن ۱.۱۰۵۰، قیمت بسته شدن ۱.۱۰۴۵، سقف ۱.۱۰۵۲ و کف ۱.۱۰۱۰؛ پس بدنه ۵ پیپ و سایهی پایین ۳۵ پیپ است.
- کندل بعدی در ۱.۱۰۳۰ بسته میشود که پایینتر از بدنه است؛ شرط تأیید برقرار شده و ورود فروش در ۱.۱۰۳۰ انجام میشود.
- حد ضرر در ۱.۱۰۶۰، یعنی ۸ پیپ بالاتر از سقف هنگینگ من گذاشته میشود؛ ریسک معامله ۳۰ پیپ است.
- نزدیکترین حمایت در ۱.۰۹۷۰ است؛ حد سود همانجا قرار میگیرد و هدف ۶۰ پیپ است.
نتیجه، نسبت ریسک به ریوارد ۱ به ۲ است. اگر حساب شما ۱۰۰۰ دلار باشد و بخواهید فقط ۱ درصد آن، یعنی ۱۰ دلار، را ریسک کنید، حجم معامله حدود ۰.۰۳ لات میشود. پیشنهاد میکنیم همین مثال را قدمبهقدم روی حساب دمو ترندو اجرا کنید تا بدون ریسک سرمایهی واقعی، با محاسبهی حجم و جای حد ضرر آشنا شوید.
کاربرد هنگینگ من برای معاملهگران خرید
کندل مرد به دار آویخته فقط به کار فروشندهها نمیآید. اگر در معاملهی خرید سود دارید، ظاهر شدن آن در سقف زنگ هشداری برای مدیریت همان معامله است. بعضی معاملهگرها در این حالت بخشی از سود را برداشت میکنند یا حد ضرر را به زیر کف هنگینگ من میبرند، تا اگر تأیید نزولی آمد، بخش بزرگی از سود از دست نرود.
ترکیب کندل مرد به دار آویخته با ابزارهای تکنیکال
ابزارهای تکنیکال چیزی را تضمین نمیکنند. کارشان این است که کمک کنند سیگنالهای ضعیف الگوی هنگینگ من را زودتر کنار بگذارید.
هنگینگ من و واگرایی RSI
اگر قیمت سقف بالاتری بسازد ولی اندیکاتور RSI سقف پایینتری ثبت کند، به آن واگرایی نزولی میگویند. ظاهر شدن هنگینگ من همزمان با این واگرایی نشان میدهد هم کندل و هم مومنتوم از ضعف خریداران خبر میدهند.
در نمودار یکساعتهی EURUSD، کندل هنگینگ من درست زیر یک سطح مقاومت شکل گرفت و همزمان بین سقفهای قیمت و RSI واگرایی نزولی دیده میشد. کندل بعدی پایینتر از بدنهی هنگینگ من بسته شد و قیمت در ساعتهای بعد افت کرد. این مثال مربوط به گذشته است و تضمینی برای تکرار همین نتیجه در آینده وجود ندارد.

هنگینگ من و میانگینهای متحرک
میانگین متحرک کمک میکند بفهمید قیمت از میانگین خودش چقدر فاصله گرفته است. هنگینگ منی که بعد از فاصلهی زیاد قیمت از میانگین ۲۰ یا ۵۰ دورهای ظاهر شود، از نظر خیلی از معاملهگرها نشانهی احتمال برگشت به سمت میانگین است؛ اما اگر میانگین ۲۰۰ دورهای رو به بالا باشد، هدف را محافظهکارانهتر بگیرید.
کندل مرد به دار آویخته در بازارهای مختلف
منطق الگوی مرد به دار آویخته در همهی بازارها یکی است. اما ساعت معاملات، میزان نوسان و نوع دادهی حجم روی کیفیت سیگنال اثر میگذارد.
هنگینگ من در فارکس
در فارکس این الگو در همهی جفتارزها و تایمفریمها دیده میشود. شکل کندل روزانه به ساعت بسته شدن پلتفرم بستگی دارد و ممکن است بین دو بروکر کمی فرق کند؛ پس الگو را روی همان پلتفرمی بررسی کنید که با آن معامله میکنید.
هنگینگ من در طلا و شاخصها
در طلا و شاخصهایی مثل داوجونز، کندل مرد به دار آویخته اغلب بعد از یک رالی سریع و نزدیک سطوح روانی مثل اعداد رُند دیده میشود. در این بازارها هم حجمی که پلتفرمهای CFD نشان میدهند معمولاً تیک والیوم است، پس همان احتیاط بخش حجم اینجا هم صدق میکند.
در نمودار یکساعتهی داوجونز، در اواخر فوریه، بعد از یک روند صعودی منظم یک هنگینگ من نزدیک محدودهی ۴۹٬۶۰۰ واحد شکل گرفت. کندلهای بعدی پایینتر بسته شدند و قیمت در چند روز بعد تا حدود ۴۷٬۷۰۰ واحد پایین آمد، هرچند بعد از آن دوباره بخشی از افت را جبران کرد. این نمونه هم فقط برای آموزش است و نتیجهی گذشته تضمینی برای آینده نیست.

هنگینگ من در ارزهای دیجیتال
بازار کریپتو ۲۴ ساعته باز است و نوسان زیادی دارد، پس کندل با سایهی بلند و سیگنال کاذب در آن زیاد است. معاملهگرها در این بازار معمولاً به تایمفریمهای ۴ ساعته و روزانه اکتفا میکنند و بدون کندل تأیید و یک سطح مقاومت مشخص سراغ این الگو نمیروند.
اعتبار کندل مرد به دار آویخته و محدودیتهای آن
آمار بالکوفسکی نشان میدهد کندل مرد به دار آویخته بهتنهایی الگوی قابل اتکایی نیست. ارزش این کندل در ترکیب با شرایط درست بازار مشخص میشود و بدون آنها، فقط یک شکل آشنا روی نمودار است.
عوامل افزایش اعتبار سیگنال
- روند صعودی واضح: هرچه روند قبلی مشخصتر باشد، هشدار معنادارتر است.
- سطح مقاومت یا خط روند: شکلگیری کندل روی یک سطح مهم قیمتی.
- کندل تأیید: بسته شدن کندل بعدی پایینتر از بدنهی هنگینگ من.
- همجهتی ابزارها: واگرایی نزولی RSI یا فاصلهی زیاد قیمت از میانگین متحرک.
- تایمفریم بالاتر: کندلهای ۴ ساعته، روزانه و هفتگی نویز کمتری دارند.
چه زمانی سیگنال هنگینگ من شکست میخورد؟
روشنترین نشانهی باطل شدن سیگنال، بسته شدن یکی از کندلهای بعدی بالاتر از سقف کندل مرد به دار آویخته است. این یعنی خریداران دوباره کنترل را گرفتهاند و روند صعودی ادامه دارد. در روندهای خیلی قوی که قیمت پشتسرهم سقف تازه میزند، این اتفاق زیاد میافتد و به همین دلیل حد ضرر بالای سقف کندل ضروری است. اگر هم بعد از تأیید، قیمت چند کندل زیر سقف درجا بزند، خیلی از معاملهگرها منتظر حد ضرر نمیمانند و زودتر خارج میشوند.
اشتباهات رایج در معامله با هنگینگ من
بیشتر ضررهای این الگو از نحوهی استفاده از آن میآید، نه خود کندل. این پنج اشتباه از همه رایجترند:
- ورود بدون تأیید: فروختن به محض دیدن کندل، قبل از بسته شدن کندل بعدی.
- اشتباه گرفتن با چکش: معاملهی فروش روی کندلی که در کف روند نزولی شکل گرفته است.
- نادیده گرفتن تایمفریم بالاتر: فروش روی کندلی که فقط سقف یک اصلاح کوچک در روند صعودی بزرگتر است.
- نداشتن حد سود مشخص: ماندن در معامله تا وقتی که سود کامل برگردد.
- معامله در روند صعودی بسیار قوی: ایستادن جلوی بازاری که پشتسرهم سقف تازه میسازد.
جمعبندی
کندل مرد به دار آویخته یکی از شناختهشدهترین الگوهای کندلی است، اما جایگاهش یک هشدار است، نه سیگنال قطعی. این کندل نشان میدهد فروشندگان در سقف روند صعودی فعال شدهاند و خریداران دیگر مثل قبل مسلط نیستند. ارزش واقعی آن زمانی مشخص میشود که در جای درست، یعنی سقف یک روند صعودی و روی یک سطح مهم، شکل بگیرد و کندل بعدی پایینتر از بدنهاش بسته شود.
اگر میخواهید با این الگو معامله کنید، پیش از هر چیز ورود، حد ضرر و حد سود را مشخص کنید و بیش از درصد کوچکی از سرمایه را در یک معامله ریسک نکنید. بهترین جا برای تمرین این مراحل حساب دمو است؛ آنقدر روی نمودارهای گذشته و زنده تمرین کنید تا شناسایی و مدیریت معامله برایتان عادی شود. برای شروع میتوانید اپلیکیشن ترندو اکس، نسخهی دسکتاپ یا وبتریدر را از صفحهی دانلود پلتفرم ترندو نصب کنید و همهی مثالهای این مقاله را روی نمودار زنده پیدا کنید.
هشدار ریسک: قراردادهای مابهالتفاوت (CFD) ابزارهای پیچیدهای هستند و معامله در فارکس و CFD، بهدلیل استفاده از اهرم (لوریج)، با ریسک بالای از دستدادن سرمایه همراه هستند و درصد قابلتوجهی از سرمایهگذاران خرد در معاملات CFD زیان میکنند. بنابراین ضروری است پیش از ورود به بازار، از نحوه عملکرد این ابزارها آگاهی کامل داشته باشید و مطمئن شوید که ظرفیت پذیرشِ ریسک بالای آنها را دارید.
















